خط خطی
درباره وبلاگ


به وبلاگ خط خطی خوش اومدین

پيوندها
دل تو دل
بندری دات کام
نزار تنها بمونم..حسن
پایگاه خبری همبستگی البرز
ستاره شکسته
آسمان بی ستاره
عشق هرگز نمی میرد
جوک اس ام اس
سرویس وبلاگدهی
مدل کناف
اشپزخانه مدرن
طراحی نما
تور آنتالیا
فضای سبز اپارتمان
ساختمانهای تهران

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خط خطی و آدرس khatkhati1997.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.










نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:






Alternative content


نويسندگان
narges

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
دو شنبه 8 بهمن 1393برچسب:, :: 21:59 :: نويسنده : narges

سلام از اینکه به  وبلاگ خودتون  سری زدین متشکرم

من همه رو لینک میکنم

لطفا بدون کامنت از اینجا نرین

دست نوشته های خودم رو با ذکر منبع کپی کنین

رمان ها  به هیچ وجه حق کپی ندارن و فقط در اختیار خودم و سایت نودهشتیا  است

مرسی از نگاهتون

 
پنج شنبه 24 مهر 1393برچسب:, :: 17:49 :: نويسنده : narges

میـگن؛وروجکم✘ 

میگن;از چـِشام شیـطنتْ میـباره✘ 

ميگن:زبون دارم ایـن هـوا 

میگن همیـشـہ شادَم 

میگن صِدا خـندِههات هـمیشگیه 

میگن ;زلـزلـه ام 

✘ولى لامَصبا همشون ظاهر بـینـن 

✘ْهیـشكى نـمیگـہ: 

چرا چـشام ایـنقـد غــــَم داره؟؟؟؟

 
چهار شنبه 9 مهر 1393برچسب:, :: 1:30 :: نويسنده : narges

الان اونقدر داغونم ک حتی حال تایپ ندارم ولی اگ حرفامو نزنم دیوونه میشم .

الان توی اتاقمم٬چراغ خاموشه٬در هم بستس...همه فکر میکنن خوابم ولی من الان توکمددیواری اتاقمم.

بهم نخندین جای دیگ ای نداشتم بتونم برم خودمو خالی کنم‌.فقط دنبال ی جا بودم گریه کنم امشب دیگ توانشو نداشتم بی صدا گریه کنم میخواستم از ته دل ناله کنم میخواستم بگم خدا میبینی؟ اگه میبینی که فقط تمومش کن.

چرا اونی ک الان میتونست آرومم کنه نیست؟خداجون با توام...چرا ازم گرفتیش؟ 

دیگ حال ندارم...شب خوش

 
چهار شنبه 9 مهر 1393برچسب:, :: 1:29 :: نويسنده : narges

 

دخترک رفت ولی زیر لب این رامیگفت:

“اویقینا پی معشوق خودش میآید!”

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

“مطمئناکه پشیمان شده برمیگردد!”

عشق قربانى مظلوم “غرور”است هنوز . . .

 

 

 
دو شنبه 24 شهريور 1393برچسب:, :: 1:53 :: نويسنده : narges

دارم آهنگ نگرانت میشم ابی رو گوش میدم.

فوق العاده اس...

بدجور دلم گرفته...خیلی بد...

ناشکری نمیکنم ولی خدا این قسمت من بود؟

همیشه شادم و شوخی میکنم سر ب سر همه میزارمو کل کل میکنم اما هیچکس رو ندارم که پیشش خودم باشم.لازم نباشه ادای آدمای شاد رو دربیارم وباهاش درددل کنم.

خسته ام دلم یکم آرامش میخواد بسه این همه کلنجار میخوام مثه بقیه دخترا باشم ولی انگار هیچکس باورش نمیشه دخترم

یه روح لطیف و حساس دارم.دلم شکننده اس با کوچکترین بی مهری میشکنه اما همه باهم شوخی های بد میکنن تاکی ب روی خودم نیارم ک انگ بی جنبه بودن بهم نچسبونن؟

این همه آدم دورو ورم هستن اما هیچکس الان نیست اشکامو پاک کنه...

چرا همیشه اتفاقی میوفته ک نمیخوام؟یعنی اگ الان بگم خدایا میخوام زندگی کنم منو میکشی؟؟؟

یکی رو میشناختم همیشه میگفت چون میگذرد غمی نیست ٬همیشه در جوابش میگفتم گذشتن ک میگذره اما داره سخت میگذره...

من دلم میخواد برم دانشگاه هنر

صبح تاشب نقاشی کنم و ویولن بزنم

تا وقتی جوونم مجردی کیف دنیارو کنم

پس چرا اینجوری شد همه چی؟چرا؟

 
پنج شنبه 20 شهريور 1393برچسب:, :: 19:29 :: نويسنده : narges

پسره پست گذاشته:

مانتو جلوباز+ساپورت+وزش باد

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

آخ آخ آخ آخ 

صلوات بفرستین بحث سنگین شد.

حالا کامنتای برادرا:

اووووووف

جووووووووووون

دهنم آب افتاد

دیوث نگو امشب شب جمعه اس

:|

من برم دعای کمیل امو بخونم.

 
پنج شنبه 20 شهريور 1393برچسب:, :: 17:13 :: نويسنده : narges

وا مصیبتا....لاک صورتیم تموم شد!!!

خدایا مگ من چ گناهی ب درگاهت کردم؟حالا چجوری برم بیرون؟امروز میخواستم مانتو صورتیمو بپوشم :(

اصن راه نداره چیز دیگ ای بپوشم :( 

مجبورم یا لاک قرمز بزنم یا کرمی٬هعییییی عجب امتحان الهی سختی...

امروز باز غزال ی گند جدید زده بود :|  به حول و قوه ی الهی جمعش کردم.یکی نیس بگ تو ک ازموبایل سردرنمیاری چرا دس میکنی توش؟؟

والا ب غرعان!!!

نسترن ۵روز دیگ میره کرمان٬این سری خوش اخلاق تر شده بود :) 

حوصلم بدجورسر رفته نه کسی هست اذیتش کنم ٬نه کسی هست باهاش کل کل کنم :(  ای خداااا اینم شد زندگی؟ برم یکم خونه رو مرتب 

کنم تا شب تر برم بیرون

فعلا

 
پنج شنبه 20 شهريور 1393برچسب:, :: 17:10 :: نويسنده : narges

اگر دانشگاه ها نبود....

باشگاه بدنسازی ای وجود نداشت....

.

.

.

.

.

 

.

.

.دکتر شریعتی در حال دمبل زدن

 

 

 
پنج شنبه 20 شهريور 1393برچسب:, :: 17:9 :: نويسنده : narges

 

ریا نباشه اما خداوقتی منو آفــــــــرید...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

شیطون گفت اگه اینو از اول نشون میدادی ،

 

سجده میکردم بس که جــــــــــــیگره...!

 

 
دو شنبه 17 شهريور 1393برچسب:, :: 1:9 :: نويسنده : narges

امروز یه روز خوب بود.با عاطی رفتم خریدو تا خرخره خرید کردم.البته این ولخرجیا از من بعیده ولی خب کارت محمد دستم بود٬مثلا میخواست از دلم دربیاره(انصافا راه خوبی هم بود) منم خواستم عذاب وجدانشو کم کنم بخاطر همین قبول کردم.خداشاهده فقط بخاطر شادی

دل بنده ی خدا قبول کردم وگرن من ک چشم داشتی نداشتم٬والوووو 

خب اول ژل صورت و کرم کالیبل و ضدآفتاب اوریاژ و مکملش و  بوم لب گرفتم .این یکی زیاد نشد (۱۲۰-۳۰تومن).^_^ بعدش ی لباس مجلسی نانازم گرفتم^_^ خیلی خوشملههههه صورتی کم رنگه از زیتون گرفتم طبقه دوم اسم مغازش یادم نیست.یه صندل پاشنه بلند هم خریدم البته از مغازه بابام در واقع نخریدم زدم زیر بغلم اومدم بیرون خخخخخ ی نیم ست خوشگل هم خریدم.البته همش واسه خودم نخریدم واسه اونم خریدم٬یه کروات صورتی کم رنگ و یه کیف پول ^_^ 

ساعت ۱۰زنگ زدم ک بیاد دنبالمون از همون دور قیافش رو دیدم جیگرم حال اومد.نکبت خسیس یه بار دست نکرد تو جیبش یه هدیه خفن بگیره دلم خنک شد(هر وقت از حسابش برداشت شه یه اس واسش میاد) . عاطی رو رسوندیم رفتیم خونه. چیزی در رابطه با خرید نگفت٬غر هم نزد فقط گفت مث اینک خیلی ناراحت بودیا(اشاره نیمه مستقیم ب خریدام) تا همین ۲ساعت پیش حس خوبی داشتم ولی الان عذاب وجدان دارم.خودم بحث میکنم قهر میکنم انتقام میگیرم تلافی هم میکنم...خیلی بدجنس ام :(  منکرش نمیشم . فکر کنم وقتشه یکم مهربون تر شم. تو این چندماه ب اندازه کافی کل کل کردم.

سرنوشته منم اینه دیگ...

اینم ک ساعت ۱۲خوابید٬مثه مرغه حوصلم سررفته.برم فیلم ببینم.

شب خوش

 

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد